معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
به قلم مریم اصغرپور- انسان از آغاز زندگی، خود را در آینه دیگران می بیند. کودک با همبازی اش، دانش آموز با همکلاسی، جوان با همسالان و بزرگسالان نیز با همکار، همسایه و خویشاوندش خود را می سنجد و از همین مقایسه ها تصویری از توانایی و جایگاهش می سازد. در اصل این مقایسه، اگر با عقل و اعتدال همراه باشد، اشکالی ندارد؛ مشکل از جایی شروع می شود که مقایسه از یک ابزار شناختی به معیار ارزشمندی انسان تبدیل شود.
به قلم مریم اصغرپور- انسان از آغاز زندگی، خود را در آینه دیگران می بیند. کودک با همبازی اش، دانش آموز با همکلاسی، جوان با همسالان و بزرگسالان نیز با همکار، همسایه و خویشاوندش خود را می سنجد و از همین مقایسه ها تصویری از توانایی و جایگاهش می سازد. در اصل این مقایسه، اگر با عقل و اعتدال همراه باشد، اشکالی ندارد؛ مشکل از جایی شروع می شود که مقایسه از یک ابزار شناختی به معیار ارزشمندی انسان تبدیل شود. در این حالت، انسان دیگر نمی پرسد من چه استعدادی دارم، چه وظیفه ای بر عهده من است و امروز نسبت به دیروز چقدر رشد کرده ام، بلکه همه پرسش ها به یک جمله خلاصه می شود: چرا من مثل او نیستم؟
این پرسش در عمق خود یک اشتباه بزرگ درباره معنای زندگی دارد؛ زیرا انسان را از مسیر خودش جدا و وارد مسابقه ای می کند که خط پایان ندارد. همیشه کسی ثروتمندتر، زیباتر، مشهورتر، باسوادتر، موفق تر یا برخوردارتر هست و اگر معیار ارزشمندی ما برتری نسبت به دیگران باشد، آرامش برای همیشه از دسترس ما خارج خواهد شد. پژوهش های روان شناختی نیز در سال های اخیر به همین مسئله توجه بیشتری نشان داده اند و مطالعات مربوط به مقایسه اجتماعی در شبکه های اجتماعی به ویژه مقایسه رو به بالا با کسانی که از نظر فرد برخوردارتر و موفق تر دیده می شوند، ارتباط این نوع مقایسه را با حسادت، کاهش بهزیستی و برخی پیامدهای منفی روانی بررسی کرده اند؛ البته شواهد موجود یکدست نیست و خود استفاده از شبکه های اجتماعی را نمی توان به صورت مطلق مضر دانست.
اما قرآن کریم مسئله را بسیار عمیق تر از اینها می بیند. مسئله فقط این نیست که مقایسه کردن حال ما را بد می کند؛ مسئله آن است که مقایسه نادرست می تواند نسبت انسان را با تقدیر، رزق و حکمت الهی مخدوش کند.
در سوره نساء، آیه ای وجود دارد که اگر امروز در میان انبوه تصاویر و نمایش های زندگی در فضای مجازی با دقت خوانده شود، گویی مستقیما با انسان معاصر سخن می گوید: «وَلَا تَتَمَنَّوْا مَا فَضَّلَ اللَّهُ بهِ بَعْضَکُمْ عَلَیٰ بَعْضٍ». خداوند پس از آنکه انسان را از آرزوی آنچه به دیگری عطا شده نهی می کند، بلافاصله مسیر دیگری پیش پایش می گذارد: «وَاسْأَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ»؛ از فضل خدا بخواهید.
در این آیه، نکته بسیار لطیفی وجود دارد. قرآن انسان را به نشستن و دست روی دست گذاشتن دعوت نمی کند و نمی گوید اگر دیگری نعمتی دارد، تو نیز همان را بخواهی یا نخواهی فرقی ندارد. بلکه میان طلب کردن و حسرت خوردن فاصله می گذارد. انسان می تواند برای رزق بیشتر، علم بیشتر، زندگی بهتر و موقعیت شایسته تر تلاش کند، اما این تلاش وقتی از مسیر سلامت خارج می شود که خیر خود را در ربودن سهم دیگری یا در رسیدن به همان تصویری تعریف کند که دیگری از زندگی خود ساخته است.
قرآن در حقیقت می فرماید به جای آنکه مدام چشم به سهم دیگری داشته باشی، فضل خدا را طلب کن. این تفاوت کوچکی نیست؛ در یک سوی آن، انسان بنده مقایسه است و در سوی دیگر بنده خدا.
یکی از زیباترین تعابیر قرآن در این زمینه، آیه 131 سوره طه است: «وَلَا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلَیٰ مَا مَتَّعْنَا بهِ أَزْوَاجًا مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا». قرآن نمی گوید نعمت های دیگران را نبینید؛ تعبیر بسیار دقیق تر است: چشمانت را به سوی آنچه به گروهی از آنان داده ایم مدوز. یعنی مسئله، دیدن نیست؛ مسئله خیره شدن است.
در تفسیر طبری، «زهرة الحیاة الدنیا» به زینت و شکوفایی ظاهری زندگی دنیا اشاره دارد و بر گذرا بودن آن تاکید شده است؛ در تفسیر سعدی نیز همین آیه ناظر به این معنا دانسته شده که انسان در برابر زینت های دنیا، نگاه خود را از آنچه مایه فریب و دلبستگی افراطی است بازگرداند و رزق پروردگار را که خیر و ماندگارتر است، به یاد آورد.
تامل در تعبیر «مد چشم» برای روزگار ما بسیار راهگشاست. امروز کافی است انسان تلفن همراهش را باز کند تا در چند دقیقه با ده ها زندگی مواجه شود؛ خانه ای زیباتر، سفری جذاب تر، درآمدی بیشتر، فرزندی موفق تر، همسری عاشق تر، اندامی متناسب تر و چهره ای آراسته تر. هیچ کدام از این تصاویر لزوما دروغ نیستند، اما هیچ کدام نیز تمام حقیقت زندگی نیستند. انسان در برابر تصویری چند ثانیه ای از زندگی دیگری، گاهی همه زندگی خود را داوری می کند و این همان جایی است که نگاه از دیدن به مقایسه و از مقایسه به حسرت می رسد. قرآن می خواهد این نگاه تربیت شود؛ نه اینکه چشم انسان بسته باشد، بلکه اسیر آنچه می بیند نباشد.
بخشی از رنج مقایسه از آنجا ناشی می شود که ما رزق را بسیار محدود تعریف کرده ایم. وقتی می گوییم فلانی از من جلوتر است، معمولا ذهن سراغ درآمد، خانه، خودرو، موقعیت شغلی، ازدواج و امکانات مادی می رود؛ حال آنکه در منطق قرآن، نعمت و رزق بسیار گسترده تر از این امور است. سلامت، عقل، فرصت توبه، ایمان، محبت، خانواده، امنیت، آبرو، علم، توان خدمت، فرصت رشد و حتی یک دل آرام نیز می تواند از مصادیق نعمت الهی باشد.
اگر انسان فقط آنچه را که قابل نمایش است نعمت بداند، طبیعی است که در عصر نمایش دائمی زندگی، خود را فقیر احساس کند. اما اگر نعمت را در افق توحیدی ببیند، صورت مسئله تغییر می کند. ممکن است کسی ثروت بیشتری داشته باشد اما از آرامش کمتری برخوردار باشد؛ ممکن است کسی شهرت بیشتری داشته باشد اما خلوتی سالم برای خود نداشته باشد؛ ممکن است کسی بسیار زودتر به جایگاهی رسیده باشد اما مسیر زندگی او اساسا با مسیر ما قابل مقایسه نباشد. از همین جاست که مفهوم ابتلا در قرآن اهمیت پیدا می کند. خداوند در آیه 15 و 16 سوره فجر، هم گشایش رزق و هم تنگی رزق را در نسبت با ابتلا قرار می دهد و حتی تصور انسان را که برخورداری مادی را مساوی اکرام الهی و تنگی رزق را مساوی اهانت می گیرد، به چالش می کشد. انسان ممکن است در فراخی باشد و در حال آزمون، یا در تنگنا باشد و در حال آزمون؛ پس اندازه دارایی، به تنهایی معیار کرامت انسان نزد خداوند نیست.
خداوند انسان ها را یکسان نیافریده است؛ تفاوت در استعداد، شرایط، امکانات، فرصت ها و مسیر زندگی، بخشی از واقعیت عالم انسانی است. مشکل از آنجا آغاز می شود که انسان به جای پذیرش این تفاوت، آن را به معنای بی عدالتی درباره خویش تفسیر کند.
در همان آیه 32 سوره نساء که از آرزو کردن سهم دیگران نهی می کند، خداوند پس از آن می فرماید: «لِلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِّمَّا اکْتَسَبُوا وَلِلنِّسَاءِ نَصِیبٌ مِّمَّا اکْتَسَبْنَ»؛ برای مردان از آنچه به دست آورده اند بهره ای است و برای زنان نیز از آنچه به دست آورده اند بهره ای. سپس راه را روشن می کند: «وَاسْأَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ». یعنی به جای فرو رفتن در حسرت سهم دیگری، سهم خودت را بشناس و برای آن تلاش کن.
این نگاه، انسان را از یک پرسش فرساینده نجات می دهد: چرا خدا به او داد و به من نداد؟ زیرا بسیاری از تفاوت هایی که ما از بیرون می بینیم، بدون اطلاع از تمام زندگی افراد، قابل داوری نیستند. ما نتیجه را می بینیم و هزینه را نمی بینیم؛ جایگاه را می بینیم و مسئولیتش را نمی بینیم؛ لبخند را می بینیم و اشک های پشت آن را نمی بینیم. حتی در نگاه دینی نیز انسان حق ندارد از ظاهر نعمت دیگری، باطن زندگی او را داوری کند.
اگر قرار بود ثروت و قدرت و موقعیت اجتماعی معیار نهایی ارزش انسان باشد، بسیاری از معیارهای اخلاقی قرآن بی معنا می شد. قرآن اما در سوره حجرات، معیار کرامت را در جای دیگری قرار می دهد: «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ». کرامت نزد خداوند با تقوا سنجیده می شود، نه با آنچه انسان در ویترین زندگی خود به نمایش می گذارد. این آیه برای انسان امروز یک هشدار جدی دارد. ما در روزگاری زندگی می کنیم که بخش بزرگی از ارزش گذاری اجتماعی با اعداد صورت می گیرد؛ تعداد دنبال کنندگان، میزان درآمد، قیمت خانه، تعداد سفرها، رتبه دانشگاه، عنوان شغلی و حتی تعداد پسندیدن های یک تصویر. انسان کم کم به موجودی تبدیل می شود که خود را با عدد می سنجد و طبیعی است که در چنین جهانی، همیشه احساس کمبود کند.
اما ایمان، معیار دیگری به دست انسان می دهد. در منطق ایمان، ارزش انسان پیش از آنکه به آنچه دارد مربوط باشد، به آن چیزی مربوط است که از خود ساخته و در برابر خداوند چگونه ایستاده است. از همین روست که ممکن است انسانی در چشم مردم بسیار معمولی باشد، اما در میزان الهی صاحب منزلتی بلند؛ همان گونه که ممکن است کسی در چشم مردم بسیار برخوردار باشد، اما برخورداری مادی هیچ نشانه قطعی از قرب الهی برای او نباشد.
البته در اینجا باید میان چند مفهوم تفاوت گذاشت. اسلام انسان را از آرزوی رشد و برخورداری منع نکرده است. اگر انسان موفقیت علمی دیگری را ببیند و بگوید من نیز می خواهم بیشتر بیاموزم، این حس می تواند موتور حرکت باشد. اگر کسی خانه مناسب تری دارد و انسان تصمیم بگیرد با کار و تدبیر، وضعیت زندگی خود را بهتر کند، این امر نه تنها مذموم نیست بلکه می تواند مقدمه رشد باشد. آنچه باید از آن پرهیز کرد، حالتی است که نعمت دیگری، آرامش ما را از میان ببرد و انسان به جای طلب خیر برای خود، از زوال نعمت دیگری خشنود شود. در فرهنگ اخلاق اسلامی، این تمایز میان غبطه و حسادت بسیار مهم است. غبطه، میل به خیر بدون آرزوی زوال خیر دیگری است؛ حسادت، رنج از برخورداری دیگری و خواست محروم شدن او از آن نعمت.
این دو حالت از نظر ظاهر ممکن است شبیه هم باشند، اما از نظر روحی فاصله بسیار دارند. یکی انسان را به تلاش نزدیک می کند و دیگری او را در زندان مقایسه نگه می دارد.
یکی از راه های رهایی از این رنج، بازگشت به همان نقطه ای است که قرآن بارها انسان را به آن فرا می خواند: خودشناسی، مسئولیت و عمل. انسان مومن به جای اینکه تمام توان ذهنی خود را صرف محاسبه فاصله خود با دیگران کند، باید ببیند خداوند چه امکاناتی در اختیار او گذاشته و از او چه می خواهد.
گاهی آنچه انسان را خسته کرده، بزرگی مسیر نیست؛ مقایسه دائمی مسیر خود با مسیر دیگران است. کسی که دائما به جلو رفتن دیگری نگاه می کند، حتی اگر خودش نیز در حال حرکت باشد، احساس ایستایی خواهد کرد. در حالی که اگر چشم از دیگری بردارد و به مسیر خود نگاه کند، شاید بفهمد که در همین یک سال، از جایی که بوده بسیار فاصله گرفته است.
دین از انسان نمی خواهد فقیر بماند تا احساس معنویت کند، موفق نشود تا متواضع باشد یا آرزوهایش را کنار بگذارد تا قانع تلقی شود. چنین برداشتی از دین، هم با روح تلاش اسلامی ناسازگار است و هم با آیات قرآن. سخن دین این است که در طلب دنیا باش، اما بنده دنیا نباش؛ برای بهتر شدن تلاش کن، اما ارزش خود را به برتری بر دیگران گره نزن؛ نعمت بخواه، اما نعمت دیگری را معیار محرومیت خود قرار نده.
شاید یکی از دشوارترین کارها برای انسان معاصر، پذیرفتن این حقیقت ساده باشد که هر کس زندگی خودش را دارد. خداوند برای همه انسان ها یک مسیر واحد طراحی نکرده است. یکی زودتر به مقصدی می رسد و دیگری دیرتر؛ یکی در عرصه ای می درخشد و دیگری در عرصه ای دیگر؛ یکی صاحب نعمتی می شود که دیگری از آن محروم است و دیگری در جایی نعمتی دارد که اولی از آن بی بهره است. اگر قرار باشد زندگی را با داشته های دیگران اندازه بگیریم، هیچ وقت به نقطه آرامش نمی رسیم. اما اگر زندگی را در نسبت با خدا، استعداد، مسئولیت و مسیر خودمان بسنجیم، معیار عوض می شود.
در این نگاه، موفقیت دیگری دیگر شکست من نیست. خانه بزرگ تر او، خانه کوچک تر مرا تحقیر نمی کند. درآمد بیشترش، رزق مرا بی ارزش نمی کند. ازدواجش، تاخیر مرا به معنای فراموش شدن از سوی خداوند نمی سازد. پیشرفتش، توقف مرا اثبات نمی کند. هر کدام از ما در محضر خداوند با پرونده زندگی خود حاضر می شویم، نه با پرونده همسایه، همکار، دوست یا انسانی که هر روز در صفحه تلفن همراه خود می بینیم.
پیام قرآن برای انسان گرفتار مقایسه، همین بازگشت به خویشتن باشد؛ همان جا که می فرماید: «وَاسْأَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ». به جای آنکه چشم خود را بر سفره دیگری بدوزی، از صاحب سفره بخواه. به جای آنکه مدام بپرسی چرا او دارد، بپرس خداوند از من چه می خواهد. به جای آنکه زندگی خود را با تصویر زندگی دیگران بسنجی، ببین با آنچه خداوند به تو داده چه کرده ای.
آرامش شاید از روزی آغاز شود که چشم را از زندگی دیگران برداریم و دوباره زندگی خودمان را ببینیم؛ همان زندگی که شاید در هیاهوی مقایسه، مدت هاست زیبایی ها، فرصت ها و نعمت هایش را ندیده ایم.
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}